زندگی
هنوزم در پی اونم که می شه عاشقش باشم مث دریای من باشه منم چون قایقش باشم هنوزم در پی اونم که عمری مرحمم باشه شریک خنده و شادی رفیق ماتمم باشه هنوزم در پی اونم که عشقش سادگی باشه نگاههای پر از مهرش پناه خستگیم باشه می گن جوینده یابندس ولی پاهای من خستس من حتی با همین پاها می رم تا حدی که جا باشه هنوزم در پی اونم که اشکهامو روی گونم با اون دستهای پرمهرش کنه پاک و بگه جونم بگه جونم نکن گریه منم اینجام بزار دستهاتو تو دستام تو احساس منو می خوای منم ای وای ترو می خوام روزای خیلی طلایی یادته؟ روز ترس از جدایی، یادته؟ روز تمرین اشاره یادته؟ شب چیدن ستاره یادته؟ شعرای کتاب درسی یادته؟ یادته گفتی می ترسی ،یادته؟ عکسمون تو قاب عکس و ، یادته؟ بله بدون مکث و یادته؟ دستمون تو دست هم بود یادته؟ غصه هامون کم کم بود، یادته؟ چشم نازت مال من بود یادته؟ دیدن من غدغن بود یادته؟ روزگار قهر و آشتی یادته؟ هیج کس و جز من نداشتی ، یادته؟ رویاهای آسمونی ،یادته؟ قول دادی پیشم بمونی، یادته؟ روزای بی غم و غصه یادته؟ عصر ابراز علاقه یادته؟ خبر خوش کلاغه ،یادته؟ دست گرمت تو زمستون یادته؟ شونه من زیر بارون یادته؟ واسه خنده اجازه یادته؟ اونا که می گفتی رازه ؛ یادته؟ یادته فال های حافظ تو حیاط ؟ گل سرخا رو نچیدیم یادته؟ یه روزی هم و ندیدیم ؛ یادته؟ حرفامون سر صداقت یادته؟ تو ، تو مجازات خیانت ، یادته؟ پنهونی سر قرارا ، یادته؟ تأخیرات توی بهارا یادته؟ گوش ندادیم به نصیحت، یادته؟ دستات و میخوام بگیرم یادته؟ راستی تو ، بی تو می میرم یادته؟ دونه دادن به کبوتر یادته؟ خاطرات توی دفتر یادته؟ فال با نیت رسیدن یادته؟ طعم قهوه رو چشیدن یادته؟ روزی صد بار بی تو مردن ، یادته؟ یادته دعا، یادته دعای زیر طاقیا ؟ کنار بوته های عقاقیا ؟ زیر اون درخت گیلاس، یادته؟ با دوتا شاخه گل یاس؛ یادته؟ یادته گفتن راز ،به قاصدک ؟ یادته، چه قدر به هم گفتیم، کمک ؟ تو به من گفتی شقایق، یادته؟ پیش هم بودیم نذاشتن، یادته؟ اونا ما رو دوست نداشتن ،یادته؟ نامه بدون امضاء یادته؟ اسم مستعار رویا ، یادته؟ طرح اون انگشتر من یادته؟ فال حافظ شب یلدا ، یادته؟ اسمم و گذاشتی شیدایادته؟ چیزی خواستیم از خدامون یادته؟ مستجاب نشد دعامون، یادته؟ چشمون زدن حسودا یادته؟ چشامون شد مثل رودا ، یادته؟ گفتی ما باید جداشیم یادته؟ گفتی ما باید جداشیم یادته؟ گفتی باید بی وفاشیم ، یادته؟ یه دفه ازم بریدی ؛ یادته؟ گفتی عشق تو هوس بود یادته؟ گفتی خوب بود ولی، بس بود یادته؟ حلقه من دست تو دیدم؛ یادته؟ حلقه من دست تو دیدم یادته؟ کلی سرزنش شنیدم ؛ یادته؟ چشم من به چشمت افتاد یادته؟ کاری که دست دلم داد ؛ یادته؟ شاعر: مریم حیدر زاده اینو از روزمیلهام گرفتم امیدوارم خوشتون بیاد
در تاريكی چشمهايت را يافتم
و شبم پر ستاره شد
.
تو را صدا كردم
در تاريكترين شب ها
و تو با طنين صدايم به سوی من آمدی
با دست هايت برای دست هايم آواز خواندی
.
با تنت برای تنم لالا گفتی
چشمهای تو با من بود
و من چشمهايم را بستم
چرا كه دستهای تو اطمينان بخش بود
.
صدايت میزنم گوش بده
.
و من به تو نگاه میكنم
.
چرا كه هر ستاره آفتابی است
.
من دريا را باور دارم
و چشمهای تو سرچشمه درياهاست
ديوانهی روي تو
سرگشتهی كوي تو
سرخوش از بادهی مستانه بودم
در عشق و مستی افسانه بودم
نالان از تو شد چنگ و عود من
تار موي تو، تار و پود من
بیباده مدهوشم
ساغر نوشم
زچشمهی نوش تو
مستي دهد مارا، گل رخسارا!
بهار آغوش تو
چو به مانگری
غم دل ببری
كز باده نوشينتری
سوزم همچو گل
از سوداي دل
دل، رسواي تو
من رسواي دل
گرچه به خاك وخون كشيدی مرا
روزي كه ديدی مرا
بازآ
درشام غم صبح اميدي مرا
صبح اميدي مرا
![]()
ببینم اول قصه یادته؟![]()
یادته قسم جون شاخه نبات؟![]()
گشتنت دنبال فرصت یادته؟![]()
واسه فال قهوه رو خوردن یادته؟![]()
فکر بودن توی قایق یادته؟![]()
پاسخ مختصر من یادته؟![]()
خط رو اسم من کشیدی ؛یادته؟![]()
![]()
خنده زد چشم گناه آموزت
باز من ماندم و در غربت دل
حسرت بوسه هستی سوزت
باز من ماندم و یک مشت هوس
باز من ماندم و یک مشت امید
یاد آن پرتو سوزنده عشق
که ز چشمت به دل من تابید
باز در خلوت من دست خیال
صورت شاد ترا نقش نمود
بر لبانت هوس مستی ریخت
در نگاهت عطش طوفان بود
یاد آن شب که ترا دیدم و گفت
دل من با دلت افسانه عشق
چشم من دید در آن چشم سیاه
نگهی تشنه و دیوانه عشق
یاد آن بوسه که هنگام وداع
بر لبم شعله حسرت افروخت
یاد آن خنده بیرنگ و خموش
که سراپای وجودم را سوخت
رفتی و در دل من ماند به جای
عشقی آلوده به نومیدی و درد
نگهی گمشده در پرده اشک
حسرتی یخ زده در خنده سرد
آه اگر باز بسویم ایی
دیگر از کف ندهم آسانت
ترسم این شعله سوزنده عشق
آخر آتش فکند بر جانت
کاش در پس این نگاههای سرد ویخ زده
به اندازه ی پهنای گلبرگ گل سرخ
قدری عشق
قدری مهر وجود داشته باشد
چقدر دلم هوای دیدن لبخند یک نوزاد را کرده
چقدر دلم هوس لمس معصومیت گونه های یک طفل شیر خواره را کرده
هوس چهره ی آن دختر کوچولورا
که وقتی لبخندی تحویلش دادم
با نگاهش مرا در آغوش گرفت
آری، دلم هوای نگاههای معصوم
دست های پاک ، قلبهای لبریز از مهربانی کرده
من از تو چه خواستم ای زمانه ی غریب
جز یک شاخه گل سرخ زیبا
برای بوییدنش
برای لمس گلبرگهای مخملینش...
آری کاش باران ببارد
دلم هوای باران کرده
هوای یک حوضچه،پر از زلالی آب
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |

